عنايتالله در سال 1342 درروستاي امامزاده نورالدين از توابع شهرستان کهکيلويه متولّد شد. از کودکي علاقهي زيادي به مطالعه داشت. بيشتر اوقات خود را صرف مطالعهي کتابهاي مذهبي ميکرد. بازگير پس از اتمام تحصيلات ابتدايي به شهر دهدشت مهاجرت کرد تا ادامهي تحصيل دهد. ايام تعطيل را نيز جهت کمک به امرارمعاش خانواده در شرکت ترانس ترمينال واقع در بندر امامخميني (ره) فعلي در کنار پدر فعاليت نمود. عنايتالله مدرک ديپلم خود را از هنرستان کاوه در رشتهي برق ساختمان دريافت نمود. در اين زمان به مبارزه با استبداد حکومت پهلوي پرداخت و سعي کرد فرهنگ غني اسلامي را در جامعه گسترش دهد. از اين رو پيشنهاد برگزاري نماز جماعت را در محيط هنرستان مطرح نمود که با مخالفت مسئولين مدرسه و تهديد آنان روبهرو شد. بازگيرپس از 6 ماه حضور داوطلبانه در خطوط مقدم جبهه در سال 1360 وارد سپاهپاسداران گرديد و به عضويت رسمي اين نهاد مقدس در دهدشت درآمد و يکسال بعد به تهران رفت و در دورههاي آموزشي، فرماندهي گردان را فرا گرفت. با اتمام اين دوره راهي ميادين نبرد حق عليه باطل گشت و در عملياتهاي بيشماري حماسه آفريد. او به عنوان پاسداري فداکار و ايثارگر و فرماندهي لايق در مرزهاي جنوب و غرب کشورمان به ايجاد نظم همّت گماشت. عنايتالله به نماز و قراعت قرآن مقيّد بود و در طول سال چند بار قرآن را ميخواند. عنايتالله بازگير سرانجام در تاريخ 21/11/1364 در عمليات والفجر8 در حاليکه فرماندهي گردان حضرت زينب (س) از لشگر 19 فجر را بر عهده داشت، در سن 22 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
جمعه 28 دی1386 ساعت: 0:6
توسط:افسانه دیماد
اي آن که بال بال تو را آسمان کم است وصف تو عاشقانهترين وصف عالم است بي سايهي عنايت تو اي بزرگوار! « کار جهان و خلق جهان جمله درهم است » اين نبض بيقرار به ياد تو ميتپد هر گوشهاي که سفرهي زخمي فراهم است سر ميبرم به چاه، به ياد تو گاهگاه زيرا به نالههايي از اين دست محرم است از جنس زخم هر چه که گويم از آن توست هر چند دستهاي تو از جنس مرهم است بيسو و بينهايتي و وصفناپذير آه از دلي که حجم حضور تو را کم است من، سيب زندگي و بهشت خيال تو اين قصهي هميشهي فرزند آدم است
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/13ساعت 0:27  توسط هدایت الله بازگیر
|